!!!google irani!!!

تبلیغات

لینکدونی

آرشیو موضوعی

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :

سید جمال الدین اسد آبادی

ظهور سید جمال الدین اسد آبادی در اوایل قرن چهاردهم هجری به دنبال بحران خلافت تزلزل قدرت سیاسی و قدرتمند شدن موضع اصولیها در حوزه های علمیه صورت می گیرد.

عوامل انحطاط مسلمین از دیدگاه سید جمال الدین دوری از عقل و یونانی زدگی و تقلید است. وی تفكر فلسفی یونان را التقاطی از عقاید بت پرستانه همراه با مباحث عقلی می داند.

بحران خلافت در آغاز قرن نوزدهم، مهمترین مسأله ای بود كه ذهن اندیشمندان را به خود جلب كرد. موج جدیدی كه در بین اقشار مختلف اجتماعی ایجاد شد به ضرورت اصلاحات و جایگزینی قانون در جامعه معتقد گردید.

نگرانی عمده اندیشه گران مسلمان در آغاز قرن نوزدهم به مسایلی نظیر زوال و انحطاط مسلمین، ضرورت پیشرفت، ترقی و بهره گیری از تمدن غرب و یا عدم بهره گیری از آن، مبارزه با دولتهای استعمارگر و ضرورت برپایی و تأسیس نظامهای سیاسی و اقتصادی سالم مواردی است كه ذهن اندیشمندان اسلامی را به خود معطوف داشته بود. از دیدگاه علما، دین به تمامی مسایل گذشته، حال و آینده انسان پاسخ داده است.

یكی از بحرانهای دولتهای مسلمان در آغاز قرن 14 ه.ق بحران مشروعیت بوده است. مشروعیت دولتها به دلیل ادامه روشهای قرون وسطایی زیر سوال بود، بخشهای زیادی از جامعه تحت سلطه دولت قرار داشته و نهادهای مختلف اجتماعی خود را با نظم سنتی كه شاه در رأس امور آن قرار داشت كم كم ناهماهنگ می یافتند.

ظهور سید جمال الدین اسد آبادی در شرایطی بود كه جامعه به برخی از نقاط عطف خود رسید. از دیدگاه تفكر مذهبی، جدال اصولیون با اخباریون مراحل نهایی خود را طی كرد. اصولیها با وجود شخصیت قدرتمندی همچون شیخ مرتضی انصاری به توفیقاتی رسیدند. یكی از این توفیقات رواج آزاد اندیشی بود كه در حوزه های علمیه بسط و گسترش یافت، بحث و گفتگو درباره مباحث دینی و قدرتمندی نهاد اجتهاد، روحانیت را وارد عرصه نوینی از حیات فكری و عملی خود ساخت. سید جمال الدین در این ایام، یكی از بهترین شاگردان شیخ مرتضی انصاری بود.

تحلیل افكار و آرای سید جمال الدین با توجه به نقش فعالی كه وی در بیدارگری مسلمانان داشته، از اهمیت خاصی برخوردار است. حضور او در آغاز این راه، برای سالهای بعدی تعیین كننده است. تحلیل از وی در واقع بررسی بخش مهمی از یك جریان مذهبی است كه نسبت به مسایل و مشكلات متعدد جامعه اسلامی واكنش نشان داده است. در سالهای اخیر همراه با اوج گیری نهضتهای اسلامی، سید جمال و میراث فكری او پیش از بیش مورد توجه قرار گرفته است. تا جایی كه او در میان توده های مسلمان تبدیل به یكی از چهره های افسانه ای مبارزه علیه غرب شده است. جهان اسلام در بخش مهمی از حركت اسلامی خود از این میراث سود جسته است. این میراث را می توان چنین بر شمرد: "اعتقاد به توانایی ذاتی دین اسلام برای رهبری مسلمانان و تأمین نیرومندی و پیشرفت آنان، مبارزه با روحیه تسلیم به قضا و قدر و گوشه نشینی و بی جنبشی، بازگشت به منابع اصلی فكری اسلام، تفسیر عقلی تعالیم اسلام و فراخواندن مسلمانان به یاد گرفتن علوم نو، مبارزه با استعمار و استبداد به عنوان نخستین گام در راه رستاخیز اجتماعی و فكری مسلمانان."

از سید جمال الدین نوشته های زیادی در دست نیست. زندگی پنجاه و هشت ساله وی در دوران فعالیتهای سیاسی و مسافرت و تبعید سپریی شد. فعالیتهای متعدد او در كشورهای افغانستان، هندوستان، مصر، ایران، عثمانی، انگلستان و فرانسه از وی چهره ای جهانی ساخت. بیشتر كوشش او در دوران مبارزاتش صرف كارهای عملی گردید. نوشته های اندكی كه از وی باقی مانده محصول دوره هایی كوتاه از مبارزات او است كه یا به علت تبعید اجازه فعالیتهای سیاسی محض را نداشته و یا جز نوشتن راه دیگری برای ادامه مبارزاتش نبوده است. اكثر نوشته هایی كه از سید باقی مانده، مربوط به نامه هایی است كه او به سران كشورها، روحانیون، دوستان و … نوشته است.

سیر زندگی سید جمال الدین اكنون تا حدودی مبهم و برخی از مسائل زندگی وی مورد اختلاف پژوهشگران می باشد. مثلاً اینكه او ایرانی بوده است یا اهل افغانستان، یكی از مسایل مبهمی است كه تحقیق درباره او را دشوار می سازد. گرچه حكم درباره ملیت وی، با توجه به اینكه خود نیز چندان مایل به اینكار نبوده، جای تأمل و درنگ دارد. او خود را از لحاظ فكری متعلق به هیچ سرزمین و طایفه ای نمی دانسته و از این قیود آزاد بوده، وی در سفرهای دور و دراز خود در پی مقصود واحدی بوده است. آن مقصود عبارت از آزادی و سر بلند كردن مسلمانان بوده و در این راه از هیچگونه فداكاری و كوششی خودداری نمی كرد.

سید جمال الدین اسامی متعددی داشته و در هر مملكتی كه می رفته با توجه به روحیات مردم آنجا، پسوندی را به اسم خود می افزود. او به نامهای گوناگونی چون حسینی، افغانی، كابلی، استامبولی، اسد آبادی و … در همه جا ظاهر می شده است.

پیش از آنكه عقاید سید جمال الدین در مورد اتحاد اسلام مورد بررسی قرار گیرد، ذكر یك نكته دیگر لازم است، بررسی آرا و افكار او به منظور تعیین جایگاه و نقش فكری وی در بیدارگری مسلمانان به كار می رود. این تحلیل عمدتاً معطوف به تفكرات وی در زمینه مشكلات مسلمین و اتحاد اسلام است. آن چیزی كه درباره شخصیت سید جمال جالب توجه است، عزم و اراده ای است كه او در مبارزاتش از آن برخوردار بود. او به هرجا كه می رفت جمعی را شیفته خود می ساخت. قدرت سخنوری و سحر بیانی كه در كلمات آتشین وی بود، جمع مرده ای را حیات و نشاط دوباره می بخشید. محمد عبده، یار وفادارش كه خود یكی از مصلحین بزرگ مصر است در نامه ای به وی می نویسد: "از سوی تو به من حكمتی رسیده است كه با آن دلها را منقلب می كنم و عقول را در می یابم و در خاطره های مردم تصرف می كنم … روح حكمت تو مردگان ما را زنده كرد و عقلهای ما را روشن ساخت. ما برای تو اعدادیم و تو واحدی، ما مخفی و تو آشكار. عكس روی تو را من قبله نمازم گذارده ام و آن را ناظر اعمال و كردار خود قرار داده ام."

علاوه بر این سید جمال دارای نبوغی فوق العاده بود. وی به چند زبان خارجی كاملاً مسلط بود و می توانست علاوه بر زبان فارسی به زبان عربی، تركی، انگلیسی و فرانسه سخن بگوید. از میان آثار قلمی به جا مانده از سید مقالات "چرا اسلام ضعیف شد"، "لكچر در تعلیم و تربیت"، "فواید فلسفه" و "پاسخ به ارنست رنان" برای شناخت مواضع سید جمال در مورد علل انحطاط و عقب ماندگی مسلمانان و رهنمودهای وی برای پیشرفت و اتحاد جهان اسلام حائز اهمیت است. مقاله "چرا اسلام ضعیف شد" به تحلیل عقب ماندگی مسلمانان می پردازد. این مقاله اخیرا به همت دكتر عبدالهادی حائری به چاپ رسیده است.

این مقاله به كراّت و البته نه به صورت كامل در روزنامه های تذكر و حبل المتین و مقالات جمالیه چاپ شده است. یكی از دلایل در چاپ مكرر این مقاله خصوصاً در دوره انقلاب مشروطیت ایران، این بود كه علما و رهبران مذهبی مشروطه از مفاد این مقاله به نوعی در تأیید نقش خویش در مشروطیت سود می جستند.

مقاله "در تعلیم و تربیت" متن سخنرانی است كه به تاریخ 8 نوامبر 1872 روز پنج شنبه در آلبرت هال كلكته ایراد شده است. مقاله "فواید فلسفه" نیز برای دومین بار در هندوستان در شماره دهم مجله معلم شفیق در ماه اوت 1881 میلادی به چاپ رسید.

"پاسخ به ارنست رنان" جوابیه ای است از سید جمال به این نویسنده فرانسوی که در تاریخ 1300 قمری كنفرانسی تحت عنوان "اسلام و علم" ارائه داد بر این مبنا كه: اولاً تمدن اسلامی تمدن غربی نیست، بلكه این تمدن دارای روح غیر عربی خصوصاً ایرانی است. ثانیاً دین اسلام ذاتاً مخالف علم و فلسفه است و ثالثاً روح اعراب ذاتاً از فلسفه به دور است. سید جمال در این پاسخ ضمن پذیرفتن برخی از انتقادات رنان، به تفكیك دیانت واقعی از دیانت تحریف شده می پردازد. بیان مشكلات مسلمین و چاره جوییهایی كه در این باره می توان ارایه داد، مفاد پاسخ وی به رنان را شامل می شود.

امید سید جمال در این نامه به این است كه روزی مسلمانان از زیر یوغ بندگی "دین خرافی" آزاد شوند. دینی كه مراد وی است، مجموعه باورها و پندارهای خرافی است كه اسلام اصیل را در بند خود محصور ساخته است. وی رسیدن مسلمانان به پیشرفت و ترقی را در كشف و شناخت دیانت واقعی می داند. در مقاله "چرا اسلام ضعیف شد" سید جمال به بررسی عظمت و سپس انحطاط مسلمانان می پردازد. از دیدگاه وی آنچه باعث عظمت و قدرت مسلمانان در گذشته شده بود، اقتدا و پیروی آنان از قرآن كریم بود. معجزه ای كه از اعراب بدوی، جنگجویان سلحشوری ساخت. ایمانی كه "مشتی اعراب بی سامان اركان دُوَل عظیمه را متزلزل نموده و نام و نشانشان را از صفحه عالم محو كردند".

آنچه كه موجب پیشرفت و ترقی ناگهانی مسلمانان شد، امید و ایمان به مكتبی بود كه آن مكتب مانند راهنمای دایمی و ابدی امت مسلمان را هدایت كرده و مژده فتح و پیروزی را به مسلمانان داده است. وسعت و گستردگی امپراطوری عباسی، از دیدگاه او، یادآور عظمت و شكوه مسلمانان بود. این امپراطوری با هراس بر دل "رومانیون" نفوذی در تمام بلاد اسلام داشت كه "در هیچ تاریخی نظیرش دیده نشد."

بنابراین آنچه مبدأ خودآگاهی در میان اعراب شد ایمان به آن "گرامی نامه" یعنی قرآن بود. قرآن هر آنچه را كه به كار مسلمانان می خورد در دورن خود داشت. مجموعه ای از معارف و راهنمای عقل و معلم حكمت مسلمانان. "چرا دین اسلام ضعیف شد" پاسخی به دلایل انحطاط مسلمین است. وی دو عامل را به عنوان عوامل مهم در ضعف دین اسلام بر می شمارد: 1.دوری از عقل و یونانی زدگی 2. تقلید. قرآن همانگونه كه نخستین معلم حكمت برای مسلمانان بود از نظر او آخرین معلم حكمت نیز به شمار می آمد.

دوره ای كه مسلمانان با تفكر فلسفی یونان آشنا می شوند شروع دوران انحطاط و دوری از عقل است. سید تفكر فلسفی یونانی را ماهیتاً مشحون از "كفر و زندقه و الحاد و التقاطی از عقاید صائبین و پرستش الهه های متعدد با كتب فلسفی یونانی" می داند. علت اساسی در انحراف مسلمین از عقل، متأثر شدن آنان از تفكر یونانی زدگی و تقلیدی است كه گرفتار آن آمده اند.

"وجه اول آن است كه مطالب مندرج در آن كتب چنانچه فی نفس الامر و الواقع و در نزد حكمای یونان بود بر ما آشكار نگردید بلكه حكمای مسلمین آنها را به زیور كمال و حلیه عصمت از خطا به ما جلوه دادند و ابواب چون و چرا را بر روی اذهان صافیه بستند و سببش این بود كه آنها اعتقاد داشتند بر اینكه اغریقین و رومانیین همگی صاحب عقل مطلق و ارباب ملكات مقدسه هستند … و لهذا اقوال آنها را مانند وحی آسمان قبول نمودند تقلید نمودند …".

به این نحو، وی سهروردی و ملاصدرا را جزو كسانی نام می برد كه در برخورد با تفكر یونانی تا حدودی دچار اشتباه شده اند. فلسفه ای كه سید آن را مفید انگاشته و مقاله "فواید فلسفه" را درباره آن می نویسد: فلسفه ای عاری از تفكر یونانی می باشد و علوم عملی نظیر فیزیك، شیمی و زیست شناسی، مقوم این فلسفه هستند. در دیدگاه سید از كپرنیك، گالیله و كپلر به عنوان قله های این تفكر یاد می شوند. وی بی آنكه بتواند رابطه ای معقول درباره تحول فلسفه غرب از یونان باستان تا اروپای قرن 19 ترسیم نماید، با طرد فلسفه یونانی، فلسفه معاصر خود را می ستاید. وی احتمالاً روش و بینش علمی جدید را كه بر مبنای اصالت تجربه بنا نهاده شده، مورد تأیید قرار می دهد.

حمله سید جمال به "فلسفه یونانی" شاید حمله ای غیر مستقیم به فلسفه متداول در حوزه جامعه اسلامی آن روزگار بوده است. بعد از پایان دوران طلایی اندیشه و تفكر دراوج تمدن اسلامی، حوزه های فكری با فلسفه گریزی روبرو بوده اند. شاید حمله سید به یونانی زدگی و تقلید، پیامد و واكنش نسبت به همین برخوردهای فكری با فلسفه است از سویی حاكمیت متدلوژی ارسطویی در حوزه های فكری را مانع از ورود اندیشه های فلسفی نوین می داند.

ظهور سید جمال الدین اسد آبادی در اوایل قرن چهاردهم هجری به دنبال بحران خلافت تزلزل قدرت سیاسی و قدرتمند شدن موضع اصولیها در حوزه های علمیه صورت می گیرد.

عوامل انحطاط مسلمین از دیدگاه سید جمال الدین دوری از عقل و یونانی زدگی و تقلید است. وی تفكر فلسفی یونان را التقاطی از عقاید بت پرستانه همراه با مباحث عقلی می داند.

بحران خلافت در آغاز قرن نوزدهم، مهمترین مسأله ای بود كه ذهن اندیشمندان را به خود جلب كرد. موج جدیدی كه در بین اقشار مختلف اجتماعی ایجاد شد به ضرورت اصلاحات و جایگزینی قانون در جامعه معتقد گردید.

نگرانی عمده اندیشه گران مسلمان در آغاز قرن نوزدهم به مسایلی نظیر زوال و انحطاط مسلمین، ضرورت پیشرفت، ترقی و بهره گیری از تمدن غرب و یا عدم بهره گیری از آن، مبارزه با دولتهای استعمارگر و ضرورت برپایی و تأسیس نظامهای سیاسی و اقتصادی سالم مواردی است كه ذهن اندیشمندان اسلامی را به خود معطوف داشته بود. از دیدگاه علما، دین به تمامی مسایل گذشته، حال و آینده انسان پاسخ داده است.

یكی از بحرانهای دولتهای مسلمان در آغاز قرن 14 ه.ق بحران مشروعیت بوده است. مشروعیت دولتها به دلیل ادامه روشهای قرون وسطایی زیر سوال بود، بخشهای زیادی از جامعه تحت سلطه دولت قرار داشته و نهادهای مختلف اجتماعی خود را با نظم سنتی كه شاه در رأس امور آن قرار داشت كم كم ناهماهنگ می یافتند.

ظهور سید جمال الدین اسد آبادی در شرایطی بود كه جامعه به برخی از نقاط عطف خود رسید. از دیدگاه تفكر مذهبی، جدال اصولیون با اخباریون مراحل نهایی خود را طی كرد. اصولیها با وجود شخصیت قدرتمندی همچون شیخ مرتضی انصاری به توفیقاتی رسیدند. یكی از این توفیقات رواج آزاد اندیشی بود كه در حوزه های علمیه بسط و گسترش یافت، بحث و گفتگو درباره مباحث دینی و قدرتمندی نهاد اجتهاد، روحانیت را وارد عرصه نوینی از حیات فكری و عملی خود ساخت. سید جمال الدین در این ایام، یكی از بهترین شاگردان شیخ مرتضی انصاری بود.

تحلیل افكار و آرای سید جمال الدین با توجه به نقش فعالی كه وی در بیدارگری مسلمانان داشته، از اهمیت خاصی برخوردار است. حضور او در آغاز این راه، برای سالهای بعدی تعیین كننده است. تحلیل از وی در واقع بررسی بخش مهمی از یك جریان مذهبی است كه نسبت به مسایل و مشكلات متعدد جامعه اسلامی واكنش نشان داده است. در سالهای اخیر همراه با اوج گیری نهضتهای اسلامی، سید جمال و میراث فكری او پیش از بیش مورد توجه قرار گرفته است. تا جایی كه او در میان توده های مسلمان تبدیل به یكی از چهره های افسانه ای مبارزه علیه غرب شده است. جهان اسلام در بخش مهمی از حركت اسلامی خود از این میراث سود جسته است. این میراث را می توان چنین بر شمرد: "اعتقاد به توانایی ذاتی دین اسلام برای رهبری مسلمانان و تأمین نیرومندی و پیشرفت آنان، مبارزه با روحیه تسلیم به قضا و قدر و گوشه نشینی و بی جنبشی، بازگشت به منابع اصلی فكری اسلام، تفسیر عقلی تعالیم اسلام و فراخواندن مسلمانان به یاد گرفتن علوم نو، مبارزه با استعمار و استبداد به عنوان نخستین گام در راه رستاخیز اجتماعی و فكری مسلمانان."

از سید جمال الدین نوشته های زیادی در دست نیست. زندگی پنجاه و هشت ساله وی در دوران فعالیتهای سیاسی و مسافرت و تبعید سپریی شد. فعالیتهای متعدد او در كشورهای افغانستان، هندوستان، مصر، ایران، عثمانی، انگلستان و فرانسه از وی چهره ای جهانی ساخت. بیشتر كوشش او در دوران مبارزاتش صرف كارهای عملی گردید. نوشته های اندكی كه از وی باقی مانده محصول دوره هایی كوتاه از مبارزات او است كه یا به علت تبعید اجازه فعالیتهای سیاسی محض را نداشته و یا جز نوشتن راه دیگری برای ادامه مبارزاتش نبوده است. اكثر نوشته هایی كه از سید باقی مانده، مربوط به نامه هایی است كه او به سران كشورها، روحانیون، دوستان و … نوشته است.

سیر زندگی سید جمال الدین اكنون تا حدودی مبهم و برخی از مسائل زندگی وی مورد اختلاف پژوهشگران می باشد. مثلاً اینكه او ایرانی بوده است یا اهل افغانستان، یكی از مسایل مبهمی است كه تحقیق درباره او را دشوار می سازد. گرچه حكم درباره ملیت وی، با توجه به اینكه خود نیز چندان مایل به اینكار نبوده، جای تأمل و درنگ دارد. او خود را از لحاظ فكری متعلق به هیچ سرزمین و طایفه ای نمی دانسته و از این قیود آزاد بوده، وی در سفرهای دور و دراز خود در پی مقصود واحدی بوده است. آن مقصود عبارت از آزادی و سر بلند كردن مسلمانان بوده و در این راه از هیچگونه فداكاری و كوششی خودداری نمی كرد.

سید جمال الدین اسامی متعددی داشته و در هر مملكتی كه می رفته با توجه به روحیات مردم آنجا، پسوندی را به اسم خود می افزود. او به نامهای گوناگونی چون حسینی، افغانی، كابلی، استامبولی، اسد آبادی و … در همه جا ظاهر می شده است.

پیش از آنكه عقاید سید جمال الدین در مورد اتحاد اسلام مورد بررسی قرار گیرد، ذكر یك نكته دیگر لازم است، بررسی آرا و افكار او به منظور تعیین جایگاه و نقش فكری وی در بیدارگری مسلمانان به كار می رود. این تحلیل عمدتاً معطوف به تفكرات وی در زمینه مشكلات مسلمین و اتحاد اسلام است. آن چیزی كه درباره شخصیت سید جمال جالب توجه است، عزم و اراده ای است كه او در مبارزاتش از آن برخوردار بود. او به هرجا كه می رفت جمعی را شیفته خود می ساخت. قدرت سخنوری و سحر بیانی كه در كلمات آتشین وی بود، جمع مرده ای را حیات و نشاط دوباره می بخشید. محمد عبده، یار وفادارش كه خود یكی از مصلحین بزرگ مصر است در نامه ای به وی می نویسد: "از سوی تو به من حكمتی رسیده است كه با آن دلها را منقلب می كنم و عقول را در می یابم و در خاطره های مردم تصرف می كنم … روح حكمت تو مردگان ما را زنده كرد و عقلهای ما را روشن ساخت. ما برای تو اعدادیم و تو واحدی، ما مخفی و تو آشكار. عكس روی تو را من قبله نمازم گذارده ام و آن را ناظر اعمال و كردار خود قرار داده ام."

علاوه بر این سید جمال دارای نبوغی فوق العاده بود. وی به چند زبان خارجی كاملاً مسلط بود و می توانست علاوه بر زبان فارسی به زبان عربی، تركی، انگلیسی و فرانسه سخن بگوید. از میان آثار قلمی به جا مانده از سید مقالات "چرا اسلام ضعیف شد"، "لكچر در تعلیم و تربیت"، "فواید فلسفه" و "پاسخ به ارنست رنان" برای شناخت مواضع سید جمال در مورد علل انحطاط و عقب ماندگی مسلمانان و رهنمودهای وی برای پیشرفت و اتحاد جهان اسلام حائز اهمیت است. مقاله "چرا اسلام ضعیف شد" به تحلیل عقب ماندگی مسلمانان می پردازد. این مقاله اخیرا به همت دكتر عبدالهادی حائری به چاپ رسیده است.

این مقاله به كراّت و البته نه به صورت كامل در روزنامه های تذكر و حبل المتین و مقالات جمالیه چاپ شده است. یكی از دلایل در چاپ مكرر این مقاله خصوصاً در دوره انقلاب مشروطیت ایران، این بود كه علما و رهبران مذهبی مشروطه از مفاد این مقاله به نوعی در تأیید نقش خویش در مشروطیت سود می جستند.

مقاله "در تعلیم و تربیت" متن سخنرانی است كه به تاریخ 8 نوامبر 1872 روز پنج شنبه در آلبرت هال كلكته ایراد شده است. مقاله "فواید فلسفه" نیز برای دومین بار در هندوستان در شماره دهم مجله معلم شفیق در ماه اوت 1881 میلادی به چاپ رسید.

"پاسخ به ارنست رنان" جوابیه ای است از سید جمال به این نویسنده فرانسوی که در تاریخ 1300 قمری كنفرانسی تحت عنوان "اسلام و علم" ارائه داد بر این مبنا كه: اولاً تمدن اسلامی تمدن غربی نیست، بلكه این تمدن دارای روح غیر عربی خصوصاً ایرانی است. ثانیاً دین اسلام ذاتاً مخالف علم و فلسفه است و ثالثاً روح اعراب ذاتاً از فلسفه به دور است. سید جمال در این پاسخ ضمن پذیرفتن برخی از انتقادات رنان، به تفكیك دیانت واقعی از دیانت تحریف شده می پردازد. بیان مشكلات مسلمین و چاره جوییهایی كه در این باره می توان ارایه داد، مفاد پاسخ وی به رنان را شامل می شود.

امید سید جمال در این نامه به این است كه روزی مسلمانان از زیر یوغ بندگی "دین خرافی" آزاد شوند. دینی كه مراد وی است، مجموعه باورها و پندارهای خرافی است كه اسلام اصیل را در بند خود محصور ساخته است. وی رسیدن مسلمانان به پیشرفت و ترقی را در كشف و شناخت دیانت واقعی می داند. در مقاله "چرا اسلام ضعیف شد" سید جمال به بررسی عظمت و سپس انحطاط مسلمانان می پردازد. از دیدگاه وی آنچه باعث عظمت و قدرت مسلمانان در گذشته شده بود، اقتدا و پیروی آنان از قرآن كریم بود. معجزه ای كه از اعراب بدوی، جنگجویان سلحشوری ساخت. ایمانی كه "مشتی اعراب بی سامان اركان دُوَل عظیمه را متزلزل نموده و نام و نشانشان را از صفحه عالم محو كردند".

آنچه كه موجب پیشرفت و ترقی ناگهانی مسلمانان شد، امید و ایمان به مكتبی بود كه آن مكتب مانند راهنمای دایمی و ابدی امت مسلمان را هدایت كرده و مژده فتح و پیروزی را به مسلمانان داده است. وسعت و گستردگی امپراطوری عباسی، از دیدگاه او، یادآور عظمت و شكوه مسلمانان بود. این امپراطوری با هراس بر دل "رومانیون" نفوذی در تمام بلاد اسلام داشت كه "در هیچ تاریخی نظیرش دیده نشد."

بنابراین آنچه مبدأ خودآگاهی در میان اعراب شد ایمان به آن "گرامی نامه" یعنی قرآن بود. قرآن هر آنچه را كه به كار مسلمانان می خورد در دورن خود داشت. مجموعه ای از معارف و راهنمای عقل و معلم حكمت مسلمانان. "چرا دین اسلام ضعیف شد" پاسخی به دلایل انحطاط مسلمین است. وی دو عامل را به عنوان عوامل مهم در ضعف دین اسلام بر می شمارد: 1.دوری از عقل و یونانی زدگی 2. تقلید. قرآن همانگونه كه نخستین معلم حكمت برای مسلمانان بود از نظر او آخرین معلم حكمت نیز به شمار می آمد.

دوره ای كه مسلمانان با تفكر فلسفی یونان آشنا می شوند شروع دوران انحطاط و دوری از عقل است. سید تفكر فلسفی یونانی را ماهیتاً مشحون از "كفر و زندقه و الحاد و التقاطی از عقاید صائبین و پرستش الهه های متعدد با كتب فلسفی یونانی" می داند. علت اساسی در انحراف مسلمین از عقل، متأثر شدن آنان از تفكر یونانی زدگی و تقلیدی است كه گرفتار آن آمده اند.

"وجه اول آن است كه مطالب مندرج در آن كتب چنانچه فی نفس الامر و الواقع و در نزد حكمای یونان بود بر ما آشكار نگردید بلكه حكمای مسلمین آنها را به زیور كمال و حلیه عصمت از خطا به ما جلوه دادند و ابواب چون و چرا را بر روی اذهان صافیه بستند و سببش این بود كه آنها اعتقاد داشتند بر اینكه اغریقین و رومانیین همگی صاحب عقل مطلق و ارباب ملكات مقدسه هستند … و لهذا اقوال آنها را مانند وحی آسمان قبول نمودند تقلید نمودند …".

به این نحو، وی سهروردی و ملاصدرا را جزو كسانی نام می برد كه در برخورد با تفكر یونانی تا حدودی دچار اشتباه شده اند. فلسفه ای كه سید آن را مفید انگاشته و مقاله "فواید فلسفه" را درباره آن می نویسد: فلسفه ای عاری از تفكر یونانی می باشد و علوم عملی نظیر فیزیك، شیمی و زیست شناسی، مقوم این فلسفه هستند. در دیدگاه سید از كپرنیك، گالیله و كپلر به عنوان قله های این تفكر یاد می شوند. وی بی آنكه بتواند رابطه ای معقول درباره تحول فلسفه غرب از یونان باستان تا اروپای قرن 19 ترسیم نماید، با طرد فلسفه یونانی، فلسفه معاصر خود را می ستاید. وی احتمالاً روش و بینش علمی جدید را كه بر مبنای اصالت تجربه بنا نهاده شده، مورد تأیید قرار می دهد.

حمله سید جمال به "فلسفه یونانی" شاید حمله ای غیر مستقیم به فلسفه متداول در حوزه جامعه اسلامی آن روزگار بوده است. بعد از پایان دوران طلایی اندیشه و تفكر دراوج تمدن اسلامی، حوزه های فكری با فلسفه گریزی روبرو بوده اند. شاید حمله سید به یونانی زدگی و تقلید، پیامد و واكنش نسبت به همین برخوردهای فكری با فلسفه است از سویی حاكمیت متدلوژی ارسطویی در حوزه های فكری را مانع از ورود اندیشه های فلسفی نوین می داند.

پیشرفت حیرت آوری كه غرب در قرون هیجدهم و نوزدهم می كند دلیل دیگری است كه سید جمال حكم به بطلان اندیشه فلسفی قدیم می كند. او نقش آداب و آیینها و رسوم مختلف را در دگرگون ساختن محتوی دیانت اسلام مهم دانسته و مقابله با اعتقادات خرافی را كه به درون اسلام رخنه كرده، سرلوحه مبارزاتش قرار می دهد. تأكید سید در این راه بر پیروی از سنت فرهنگی اصیل صدر اسلام بود و لذا مسلمانان را به فهم درست قرآن و عمل به دستورات آن فرا می خواند.

از آنجایی كه وی فردی عمل گرا بود و به ضرورت تغییر سریع جامعه می اندیشید فرصت لازم را برای درنگ در میدان تفكر وتعقل به دست نیاورد. وی علیرغم تواناییهای منحصر به فردی كه داشت نیرویش را معطوف به مسائل سیاسی ساخت.

از نقاط تاریك اندیشه سید جمال، نظراتی است كه او درباره فلسفه یونانی دارد، وی میراث فكری یونان باستان را به علت التقاط عقاید بت پرستانه با مباحث عقلی رد می كند. این برخورد وی با فلسفه و بطور كلی با تفكر عقلی یونان باستان جای تأمل دارد. وی در این حمله به نظرات غزالی كه فلسفه و اهل فلسفه را مورد نكوهش قرار می داده، نزدیك می شود. مخالفت وی با فلسفه یونانی و گرایش وی بر فلسفه معاصر تجربی و علمی در غرب ناشی از تناقض فكری اوست.

نقش فكری سید جمال در تاریخ مبارزات یك صد ساله اخیر محتاج بازنگری جدی می باشد، بازنگری كه باید به دور از احساسات و همراه با نقادی و كاوش عقلانی صورت انجام به خود گیرد.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محمدرضا

آخرین پست ها

جستجو

چت 288

نظرسنجی

  • به نظر شما این وبلاگ تا چند درصد توانسته رضایت شما را جلب کنه(حتماً پاسخ دهید)؟






نظرسنجی 288

نویسندگان

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو