!!!google irani!!!

تبلیغات

لینکدونی

آرشیو موضوعی

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :

میرزا كوچك خان جنگلى

در سال 1298 ق. در خانه میرزا بزرگ، در محله "استاد سراى" رشت فرزندى دیده به جهان گشود كه نامش را "یونس" نهادند. (1) یونس پس از آنكه خواندن و نوشتن را فرا گرفت، در سنین نوجوانى یا جوانى وارد حوزه علمیه رشت شد و به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال ورزید. یونس سالیانى در مدرسه حاجى حسن واقع در صالح آباد و مدرسه جامع رشت به یادگیرى ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول پرداخت. (2) و مدتى در یكى از حجره هاى طبقه اول مدرسه نایب الصدر، واقع در بازار زركشان سكونت داشت. (3) تحصیلات مقدماتى را تا تاریخ 1312 ق. در مدارس رشت فرا گرفته، از آن پس به تحصیلات عالیه از صرف و نحو و معانى و بیان و منطق و مختصرى از اصول و فقه شروع نمود." (4) او در سال 1322 ق. در عالى ترین درس دوره سطح حوزه علمیه، كفایة الاصول شركت كرد. استادش آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى (1294 - 1357 ق.) مجتهد فرزانه صومعه سرا، جزو جوانترین مجتهدان گیلانى بود كه در 28 سالگى به اجتهاد رسیده بود. وى كه شاگرد آخوند خراسانى بود، (5) تحت تأثیر افكار انقلابى استادش رهبرى روحانیت رشت را در انقلاب مشروطه به عهده داشت. یونس نیز تحت تأثیر افكار استادش از ابتداى نهضت مشروطه، به خیل مشروطه طلبان پیوست.

شاگرد استاد سرا سالیانى نیز در حوزه هاى علمیه قزوین و تهران به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال ورزید. مى توان حدس زد كه وى در ماجراى فتح تهران در انقلاب مشروطه ( 1326 ق.) در حوزه علمیه قزوین مشغول تحصیل بوده و همراه سپاه مشروطه طلبان گیلانى كه براى فتح تهران حركت كرده بودند، مدتى در پى فتح قزوین در این شهر مانده است.

یونس مدتى در مدرسه صالحیه قزوین (6) و مدتى نیز در مدرسه محمودیه تهران (7) ادامه تحصیل داد. با توجه به اینكه وى دوره سطح را قبل از انقلاب مشروطه فرا گرفته بود، مى توان حدس زد كه سالیانى نیز در حوزه هاى علمیه قزوین و تهران، در درس خارج فقه و اصول شركت كرده باشد. تحصیل او در حوزه علمیه تهران به احتمال زیاد پس از فتح تهران (1327 ق.) یا پس از تعطیلى مجلس و اشغال ایران توسط روسیه به دنبال اولتیماتوم - كه وى مدتى به تهران تبعید شده بود - ( 1330 ق.) بوده است. بنابراین گمان مى رود وى ده سال، (1324 - 1334 ق.) در درس خارج فقه و اصول شركت كرده باشد.

در سال 1298 ق. در خانه میرزا بزرگ، در محله "استاد سراى" رشت فرزندى دیده به جهان گشود كه نامش را "یونس" نهادند. (1) یونس پس از آنكه خواندن و نوشتن را فرا گرفت، در سنین نوجوانى یا جوانى وارد حوزه علمیه رشت شد و به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال ورزید. یونس سالیانى در مدرسه حاجى حسن واقع در صالح آباد و مدرسه جامع رشت به یادگیرى ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول پرداخت. (2) و مدتى در یكى از حجره هاى طبقه اول مدرسه نایب الصدر، واقع در بازار زركشان سكونت داشت. (3) تحصیلات مقدماتى را تا تاریخ 1312 ق. در مدارس رشت فرا گرفته، از آن پس به تحصیلات عالیه از صرف و نحو و معانى و بیان و منطق و مختصرى از اصول و فقه شروع نمود." (4) او در سال 1322 ق. در عالى ترین درس دوره سطح حوزه علمیه، كفایة الاصول شركت كرد. استادش آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى (1294 - 1357 ق.) مجتهد فرزانه صومعه سرا، جزو جوانترین مجتهدان گیلانى بود كه در 28 سالگى به اجتهاد رسیده بود. وى كه شاگرد آخوند خراسانى بود، (5) تحت تأثیر افكار انقلابى استادش رهبرى روحانیت رشت را در انقلاب مشروطه به عهده داشت. یونس نیز تحت تأثیر افكار استادش از ابتداى نهضت مشروطه، به خیل مشروطه طلبان پیوست.

شاگرد استاد سرا سالیانى نیز در حوزه هاى علمیه قزوین و تهران به فراگیرى علوم اسلامى اشتغال ورزید. مى توان حدس زد كه وى در ماجراى فتح تهران در انقلاب مشروطه ( 1326 ق.) در حوزه علمیه قزوین مشغول تحصیل بوده و همراه سپاه مشروطه طلبان گیلانى كه براى فتح تهران حركت كرده بودند، مدتى در پى فتح قزوین در این شهر مانده است.

یونس مدتى در مدرسه صالحیه قزوین (6) و مدتى نیز در مدرسه محمودیه تهران (7) ادامه تحصیل داد. با توجه به اینكه وى دوره سطح را قبل از انقلاب مشروطه فرا گرفته بود، مى توان حدس زد كه سالیانى نیز در حوزه هاى علمیه قزوین و تهران، در درس خارج فقه و اصول شركت كرده باشد. تحصیل او در حوزه علمیه تهران به احتمال زیاد پس از فتح تهران (1327 ق.) یا پس از تعطیلى مجلس و اشغال ایران توسط روسیه به دنبال اولتیماتوم - كه وى مدتى به تهران تبعید شده بود - ( 1330 ق.) بوده است. بنابراین گمان مى رود وى ده سال، (1324 - 1334 ق.) در درس خارج فقه و اصول شركت كرده باشد.

 

یونس در شكم ماهى

بیداد پادشاهان قاجاریه و بى كفایتى آنان موجب شده بود تا مردم در اندیشه قیام بر آیند. ستمهاى شاهزادگان كه بیشتر آنها فرمانروایى استانى از كشور را در دست داشتند، عیاشیهاى شاه و سفرهاى پر مخارج او به فرنگ كه ثمره اش استقراض خارجى و به یغما رفتن منابع طبیعى و افزایش مالیاتهاى سنگین و كمر شكن و ... بود، سبب برپایى انقلاب مشروطه به رهبرى روحانیت شد.

مردم رشت از ابتداى انقلاب مشروطه قیام كردند. روحانیون رشت در این قیام حضورى چشمگیر داشتند. در آن زمان آیت الله سید عبدالوهاب ضیاء برى نایب رئیسى انجمن ایالتى گیلان بود. (8) یونس طلبه اى جوان بود كه از ابتداى انقلاب مشروطه در رشت حضورى فعال داشت. وى براى طلبه ها سخنرانى مى كرد و آنها را به انقلاب دعوت مى نمود. حتى گفته شده است كه وى به طلبه ها آموزش نظامى مى داد. گیلان در جنبش مشروطیت بسیار پر تلاش بود. آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى رهبرى روحانیون رشت را در این نهضت عظیم بر عهده داشت.

نخستین مجلس شوراى ملى ایران در هیجدهم شعبان 1324 ق. تشكیل شد. اما در سپیده دم 24 جمادى الاولى 1326 ق. به دستور محمد على شاه به توپ بسته شد. رهبران مشروطه در تهران، از جمله آیت الله سید عبدالله بهبهانى و آیت الله سید محمد طباطبایى دستگیر شدند. بسیارى از روحانیون مشروطه خواه تبعید یا زندانى شدند و برخى نیز به شهادت رسیدند. بدین سان استبداد تغییر شكل گرفت. مراجع تقلید نجف فتوا به بازگرداندن مشروطه دادند.

گیلان نیز خود را براى سركوب استبداد آماده مى ساخت. مشروطه خواهان گیلان در محرم 1326 ق. با ترور سردار افخم (حاكم گیلان) رشت را تصرف كرده، كنترل ادارات و سربازخانه ها را به دست گرفتند.

مشروطه طلبان گیلان براى فتح تهران به سوى قزوین حركت كردند. پیشتازان به فرماندى یونس در بین راه منجیل تا قزوین بارها با قواى دولت درگیر شدند. خط شكنان مشروطه طلب به رهبرى وى توانستند تا قزوین پیش روند. در قزوین با رسیدن نیروهاى كمكى، جنگ سختى در گرفت. یونس در جنگلهاى قزوین رشادت شایانى از خود نشان داد. سرانجام دروازه قزوین گشوده شد و مشروطه طلبان آماده حركت به سوى تهران شدند. سران مشروطه گیلان یونس را در پى دلاوریهاى درخشانش در فتح قزوین به عضویت كمیسیون جنگ انجمن ایالتى گیلان و به ریاست مجاهدین گیلان منصوب كردند. یونس در فتح تهران نیز فرماندهى شمارى از رزمندگان را به عهده داشت. رزمندگان گیلانى به رهبرى او در كرج و على شاه عوض (شهریار) با سربازان حكومت مركزى به جنگ برخاستند.

در پى نبردهاى سهمگین، مشروطه طلبان گیلان پیروز شدند و در این هنگامه سپاه مشروطه طلب اصفهان نیز به نزدیك شهر تهران رسیدند. سرانجام مشروطه طلبان گیلان و اصفهان در 25 جمادى الاخر 1327 ق. تهران را تصرف كرده، به استبداد خاتمه دادند و محمد على شاه كه به روسیه گریخته بود، از سلطنت خلع و پسرش احمد میرزا به سلطنت رسید. (9) یونس از خلافهاى برخى از سران مشروطه طلب آزرده بود. وى بدین علت پس از فتح قزوین به نشان اعتراض به رشت بازگشت. (10) متأسفانه روشنفكران غربزده و فراماسون، فئودالها و خانها در میان سران و رهبران مشروطه در تهران، اصفهان و گیلان نفوذ كرده بودند. ترور بیش از ده مجتهد طرفدار مشروطه مشروعه در رشت، قزوین، تهران و ... گویاى دستهاى پنهان در رهبرى مشروطه است.

فاتحان تهران در نخستین اقدام خود آیت الله شیخ فضل الله نورى را اعدام كردند. میرزا كریم خان رشتى كه ریاست كمیته ستار رشت را بر عهده داشت و در زمره رهبران مشروطه گیلان بود، جاسوس سرویس اطلاعاتى انگلیس بود. سپهدار تنكابنى، فئودال معروف، ریاست نظامى مشروطه خواهان گیلانى را در فتح تهران در دست داشت. یپرم خان ارمنى ، قاتل شیخ فضل الله نورى نیز در سپاه مشروطه طلبان گیلان مسؤولیت داشت. مجلس دوم شوراى ملى در اول ذیقعده 1327 ق. افتتاح شد. مجلس دوم نیز توانست قوانینى وضع كند تا ساختار ادارى كشور بهبود یابد. مراجع تقلید نجف با ارسال پیامها در صدد هدایت انقلاب بر آمدند و از سویى محمد على شاه با كمك روسها و صدها نیروى مسلح، گمش تپه گرگان را اشغال كرده، براى فتح تهران آماده شد. یونس همراه شمارى از مشروطه خواهان گیلان در گمش تپه به نبرد با شورشیان پرداخت. وى در این نبرد زخمى و اسیر شد. به دستور محمد على شاه قرار شد وى را طعمه ماهیان كنند. اما خداند او را نجات داد. یونس در داخل قایقى كه او را به وسط دریا مى برد تا طعمه مرگ كند آیه (و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ...) مى خواند. همان آیه اى كه موجب رهایى حضرت یونس پیامبر از شكم ماهى شده بود.

مجلس در ماههاى آخر سال 1328 ق. تصویب كرد كه ایران از آمریكا مستشار مالى استخدام نماید. آمریكا در آن عصر هنوز چهره اى استعمارى نداشت. مورگان شوستر آمریكایى به مدت سه سال به ریاست خزانه درى كل كشور گماشته شد. اصلاحات مالى وى موجب شد تا روسیه به دولت ایران هشدار دهد كه اگر دولت ایران وى را اخراج ننماید و تعهد ندهد كه فقط از روسیه و انگلیس مستشار خارجى استخدام نماید، تهران را اشغال خواهد كرد. مردم و مجلس به مخالفت با خواسته روسیه برخاستند. سربازان روسى با اشغال انزلى و رشت به دولت ایران هشدار اكید دادند كه اگر در مدت 48 ساعت پیشنهاد آنان را قبول نكند، تهران را اشغال خواهند كرد. مجلس شوراى ملى به مخالفت با خواسته روسیه پرداخت. شهید شیخ محمد خیابانى و شهید سید حسن مدرس با سخنرانیهاى پر شور نمایندگان را به مخالفت با پیشنهاد روسها بر انگیختند.

مردم تهران، تبریز و رشت به رهبرى روحانیون قیام كرده و علیه این هشدار تو خالى بپا خاستند. آخوند خراسانى فتواى جهاد صادر كرد و همراه صدها نفر از طلاب و استادان حوزه علمیه نجف براى دفاع از ایران آماده حركت شدند. مرگ مشكوك آخوند خراسانى در سپیده دم چهارشنبه 21 ذیحجه 1329 ق. (روزى كه قرار بود براى دفاع از ایران در برابر روسها به ایران بیایند) موجب تأخیر حركت سپاه مشروطه طلب نجف شد. روحانیون ایرانى مقیم نجف چند روز پس از فوت آخوند، به كربلا آمده، آماده حركت به سوى ایران شدند. اما تلگراف دولت ایران مبنى بر پذیرفتن اولتیماتوم به همه چیز پایان بخشید.

مجلس شوراى ملى تعطیل شد و صدها تن از رهبران مشروطه به دستور روسها زندانى و تبعید شدند. یونس نیز جزو تبعیدشدگان بود. وى به یزد تبعید شد اما در بین راه، در قم به همراه شمارى از تبعیدشدگان هفت ماه درنگ اجبارى كرد و پس از آن به تهران تبعید شد. سربازان روسى در انزلى، رشت و تبریز به كشتار مردم پرداختند. به دستور روسها، آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى به پنج سال تبعید به خارج از كشور محكوم شد. شیخ الاسلام لنگرودى در رشت و ثقه الاسلام در تبریز، در محرم 1330 ق. به دار آویخته شدند. (11)

روسها و انگلیسیها بر اساس قرارداد 1907 م. ایران را بین خود تقسیم كردند. شمال ایران تا تهران در اشغال روسها بود و پس از جنگ جهانى اول در سال 1323 ق. انگلیسیها در سال 1333 ق. با اشغال بوشهر، به سوى شیراز پیشروى كرده مناطق جنوبى و مركزى ایران را تحت سلطه خود گرفتند. یونس در سالهاى 1330 - 1333 ق. به دستور روسها در تبعید بود و حق برگشت به زادگاهش را نداشت. وى در سال 1333 ق. مخفیانه به رشت بازگشت. حجة الاسلام سید محمود روحانى، داماد آیت الله ملا محمد خمامى با وساطت نزد كنسولگرى روسیه در رشت نظر مساعد آنان را بر جواز اقامت یونس در رشت جلب كرد، البته به این شرط كه وى در فعالیتهاى سیاسى دخالتى نداشته باشد. (12) 

 

میرزا كوچك

یونس به میرزا كوچك مشهور بود. برادرش میرزا بزرگ نام داشت و به همین علت خاطر او را میرزا كوچك مى خواندند. میرزا پس از بازگشت از تبعید، در اندیشه قیامى فراگیر بود. احمد شاه هنوز به سن قانونى نرسیده بود و نایب السلطنه به جاى او حكومت مى كرد. نایب السلطنه، نخست وزیر و بسیارى از وزیران و امراى حكومت، فراماسون و نوكر انگلیس بودند. فرمانروایان گیلان نیز تنها در اندیشه خوشگذرانى بودند و سربازان روسى كه در پى اولتیماتوم، شمال ایران را اشغال كرده بودند، هنوز در این منطقه جاى داشتند. میرزا در صدد بود با گردآورى مجتهدان گیلانى در یك مبارزه با اشغالگران خارجى و دولت مستبد همه گیلانیان را به قیام فرا خواند. بدین منظور هیأت اتحاد اسلام را تشكیل داد. همه اعضاى این هیأت روحانى بودند. آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء برى ریاست اتحاد اسلام را بر عهده داشت. (13) بدین سان هسته اولیه نهضت جنگل در سال 1333 ق، در نرگستان (14) شكل گرفت. (15) هیأت اتحاد اسلام مرامنامه اى در 9 ماده تصویب كرد كه بر اساس آن حكومت باید در دست نمایندگان مردم باشد. مرامنامه داراى 34 ماده حقوقى، مدنى، انتخابات، كشاورزى، مالیاتها، آموزش و پرورش، بهداشت و ... بود. (16)

میرزا كوچك با مشورت دكتر حشمت كه در لاهیجان طبابت مى كرد، تصمیم گرفت پایگاهى در انبوه جنگلهاى گیلان براى آغاز عملیات نظامى علیه روسها تأسیس كند. در ابتدا اعضاى نهضت جنگل به صد نفر نمى رسیدند. سلاح آنان عبارت بود از داس، تبر، اسلحه هاى شكارى و تعدادى از اسلحه هاى قدیمى یادگار مانده از نبردهاى مشروطه. اندك اندك جنگلیها با شبیخون به سربازخانه هاى روسى در گیلان، به تفنگ و مهمات بیشترى مجهز شدند. دولت ایران تحت فشار روسها به سر كوبى نهضت جنگل پرداخت. روسها نیز با توپخانه و سربازان تا دندان مسلح به نبرد با جنگلیها پرداختند. جنگلیها در تلاش براى بیرون راندن اشغالگران روسى از كشور، در نبردهاى سهمگینى به دشمن تلفات وارد ساختند. شمار دشمن بیش از تعداد جنگلیها بود و اسلحه و مهمات آنها هم به مراتب بیشتر. اما ایمان و شجاعت جنگلیها سبب شد تا آنها در درگیریها پیروز باشند. دولت مركزى با اطلاعیه هاى فراوان مردم را از پیوستن به جنگلیها و كمك به آنها بر حذر داشت. روسها نیز به وسیله اعلامیه ها به مردم گیلان اخطار كردند كه از پشتیبانى جنگلیها بپرهیزند.

نخستین نبرد سنگین جنگلیها با قواى دولتى در 26 محرم 1335 ق . در كسما شكل گرفت. جنگلیها دشمن را تار و مار ساختند. روسها پس از شكست قواى دولت ایران، تصمیم گرفتند خود علیه جنگلیها وارد كارزار شوند. سیصد قزاق روسى به همراه پنجاه قزاق ایرانى با اسلحه و مهمات فراوان در ماكلوان با جنگلیها درگیر شدند. در این نبرد نیز جنگلیها پیروز شدند.

روسها و دولت مركزى ایران پس از شكست در برابر جنگلیها با تجهیز قواى خویش با چهار هزار قزاق و توپخانه روسها و هفتصد قزاق ایرانى به محاصره جنگلیها پرداختند. جنگلیها در این نبرد تن به شكست داده، عقب نشینى كردند. (17)

كسما مركز گردهمایى جنگلیها شد و گوراب زرمخ پایگاه نظامى آنها بود. روز به روز بر شمار داوطلبان عضویت به نهضت جنگل افزوده مى شد. ارتش روسیه در سال 1917 م. در جنگ با آلمان شكست سنگینى را متحمل شد. انقلاب كمونیستى در روسیه پدید آمد. اما هنوز برخى از ژنرالهاى تزارى در برابر انقلاب سرخ مقاومت مى كردند. انگلیس در جنگ جهانى با روسیه جزو گروه متفقین بود. انگلیسیها از سوى عراق، به سمت جنوب ایران پیشروى كرد و تا همدان پیش آمده بودند. پس از مدتى توانستند قزوین را هم فتح نمایند. آنها در صدد بودند به حمایت از ژنرالهاى تزارى، با ارتش روسیه كه در شمال ایران بود، به باكو بروند. دولت انگلستان به نهضت جنگل پیغام داد كه در صورت اجازه عبور ارتش انگلیس از گیلان به روسیه، بریتانیا حكومت میرزا كوچك را در گیلان به رسمیت خواهد شناخت. پاسخ میرزا منفى بود. میرزا حاضر نبود براى رسیدن به هدف مقدس خود دست یارى به سوى استعمار پیر انگلیس دراز كند. (18)

ژنرال دنسترویل، فرمانده قواى انگلیس در ایران كه تا قزوین پیش آمده بودند، با هیأت اتحاد اسلام به گفتگو پرداخت. اما نتیجه اى نداشت. بیچراخوف ، فرمانده قواى روسى در گیلان با انگلیسیها همدست شد و در صدد اعزام نیروهایش با باكو براى قلع و قمع انقلاب كمونیستى گردید. در پل منجیل سهمگین ترین نبرد نهضت جنگل بین جنگلیها از یك طرف و روسها و انگلیسیها از سوى دیگر شكل گرفت. تعداد نفرات و تجهیزات آنها به مراتب فزون تر از جنگلیها بود. سرانجام دشمن پیروز شد و جنگلیها با دادن تلفات سنگین عقب نشینى كردند. (19)

انگلیسیها و روسها پس از پیروزى در جنگ منجیل، به سوى انزلى به راه افتادند و توانستند رشت، مركز استان گیلان را اشغال كنند. هواپیماهاى انگلیسى هر روز مواضع جنگلیها را در فومن و صومعه سرا بمباران مى كردند. جنگلیها در شوال 1336 ق. به زرادخانه انگلیسیها در رشت كه در جاده چمار سرا -پسیخان- واقع شده بود شبیخون زدند. اما انگلیسیها با كمك هواپیماها، توپخانه و اسلحه هاى سنگین توانستند آنان را به عقب نشینى وادار كنند. جنگلیها هر روز، تقریباً در یك حمله چریكى به انگلیسیها و روسها به آنان ضرباتى وارد مى ساختند. انگلیسیها براى اینكه هر چه سریعتر به روسیه بروند، خواستار مذاكره با هیأت اتحاد اسلام و آتش بس شدند. نمایندگان هیأت اسلام و انگلیس در 22 مرداد 1298 ش. در "صفه سر" رشت با هم به گفتگو نشسته، اعلام آتش بس نمودند. بر اساس مواد توافقنامه قرار شد كه جنگلیها اجازه عبور به نیروهاى نظامى انگلیس را بدهند و انگلیسیها هم در امور داخلى ایران و گیلان دخالت نكنند. (20)

جنگ جهانى اول پایان یافت. انگلیسیها، مغرور از پیروزى بودند. وثوق الدوله، عامل سر سپرده انگلیسیها به نخست وزیرى ایران گماشته مى شود. وثوق الدوله براى اجراى مقاصد شوم خود، به نیرنگ متوسل شده، به میرزا كوچك پیغام صلح مى دهد، ولى پس از ناامیدى از جنگلیها تیمور تاش، را به استاندارى گیلان مى گمارد تا وى بتواند نهضت جنگل را نابود سازد. تیمور تاش، جلادترین فرمانرواى گیلان به قلع و قمع جنگلیها پرداخت. دهها نفر به جرم كمك مالى به جنگلیها اعدام و صدها نفر زندانى شدند.

روز به روز جنگلیها در وضعیت بدترى قرار مى گیرند. قزاقان روسى و ایرانى به پشتیبانى سربازان انگلیسى كوههاى گیلان را زیر پاى گذاشته تا به قلع و قمع جنگلیها بپردازند.

تسلیم شدن حاج احمد كسمایى (از مشاوران میرزا كوچك و از رهبران نهضت جنگل) و تسلیم شدن و شهادت دكتر حشمت، براى میرزا كوچك و نهضت جنگل بسیار كمرشكن بود. در همین روزنامه جنگل به افشاگرى مى پردازد و پرده از خیانتهاى وثوق الدوله بر مى دارد. پس از مدتى، اعلام خطر روزنامه جنگل بر همگان هویدا مى شود . وثوق الدوله با امضاى قرار داد 1919 میلادى با انگلیسیها، ایران را به صورت مستعمره بریتانیا قرار مى دهد. روزنامه جنگل (ارگان رسمى نهضت جنگل) به مخالفت با این قرار داد مى پردازد. شیخ محمد خیابانى و آیت الله سید حسن مدرس در مجلس چهارم شوراى ملى به مخالفت با قرارداد مى پردازند. شیخ محمد خیابانى در تبریز علیه قرارداد 1919 م. قیام مى كند. مردم به حمایت از او بر مى آیند. خیابانى نماینده اى به گیلان مى فرستد تا با اتحاد با نهضت جنگل علیه دولت مركزى همكارى نمایند. نماینده وى با هیاءت اتحاد اسلام به گفتگو مى نشیند و پیام خیابانى را به آنها مى رساند. هیأت اتحاد اسلام پس از شور و بررسى نظر خود را اعلام مى دارند. اما متأسفانه تلاش خیابانى با مرگ ناگهانى و مشكوك نماینده اش در "زیده" ناكام مى ماند.

آیت الله سید حسن مدرس در استفتایى كه در جمادى الثانى 1339 ق. از ایشان مى شود، به پشتیبانى از نهضت جنگل مى پردازد. در قسمتى از فتواى تاریخى وى آمده است. "جلوگیرى از دخالت خارجه و نفوذ سیاست آنها در گیلان عملیاتى بوده بس مقدس كه به هر مسلمانى لازم. خداوند همه ایرانیان را توفیق دهد كه نیت و عملیات آنها را تعقیب و تقلید نمایند." (21)

نهضت جنگل بحرانى ترین وضعیت خود را در طول قیام پشت سر مى گذارد. جنگلیها از جنگ و بى خانمانى خسته شده بودند. روز به روز از شمار جنگلیها كاسته مى شد. در همین هنگام فرمانده قزاقهاى روسى در تهران در نامه اى به میرزا كوچك خواستار تسلیم وى مى شود. پاسخ دندان شكن میرزا و نثر زیباى او مى طلبد كه متن نامه فرمانده قزاقخانه و پاسخ میرزا را بیاوریم.

"جناب میرزا كوچك خان! از آنجایى كه دولت علیه ایران، شخص مرا كه رئیس آتریاد تهران و چند سال است به ایران به درستى و راستى خدمتگزار هستم جهت قلع و قمع ریشه فساد جنگل تعیین فرموده ... هرگاه جناب عالى را در محكمه عدل الهى حاضر نمایند و سؤال و جواب شود كه آنچه خسارات و تلفات به اهالى بیچاره از بدو الى ختم، وارد آمده، مسؤول درگاه الهى كیست، گمان مى كنم انصاف خواهید داد و شرمنده خواهید شد. بدیهى است انسان كامل براى فایده موهوم راضى بدین مسؤولیت بزرگ نمى شود و نیز به من هم این طور دستگیر شده است كه با آن صفات عالى شما، براى شخص خود راضى به اذیت مسلمین بیچاره نخواهید بود. لذا با كمال اطمینان و قول شرف نظامى و خداى یكتا قسم است چنانچه به اردوى قزاق ایران و به من پناهنده شوى و حرف مرا بپذیرى، قول مى دهم كه وسایلى فراهم داریم كه بقیه عمر خود را با كمال احترام و با مشاغل عالى به آسودگى زندگانى نمایى ... محلى را براى ملاقات و حرف آخر معین كنید كه در آن محل با شما ملاقات شود تا رفع اشتباهات افواهى شده باشد.

رتمستر كیكاچینكوف - رئیس اتریاد طهران

 

پاسخ میرزا كوچك:

هو الحق

به تاریخ لیلة 22 شهر ذى حجة الحرام 1337 جناب رئیس اتریاد طهران - رتمستر كیكاچینكوف.

درى آمدى اى نگار سر مست ! ... وجدانم به من امر مى كند در استخلاص مولد و موطنم كه در كف قهاریت اجنبى است، كوشش كنم. شما مى فرمایید نظام، نظر به حق یا باطل ندارد و مدعیان دولت را هر كه و هر چه هست باید قلع و قمع نمود تا داراى منصب و مقام گردد بنده عرض مى كنم. تاریخ عالم به ما اجازه مى دهد هر دولتى كه نتوانست مملكت را از سلطه اقتدار دشمنان خارجى نجات دهد، وظیفه ملت است كه براى خلاصى وطنش قیام كند اما كابینه حاضر مى گوید: من به محض استفاده شخصى باید مملكت را در بازار لندن به ثمن بخس بفروشم. در قانون اسلام مدون است كه كفار وقتى به ممالك اسلامى مسلط شوند، مسلمین باید به مدافعه برخیزند، ولى دولت انگلیس فریاد مى كشد كه من اسلام و انصاف نمى شناسم، باید دول ضعیف را اسیر آز و كشته مقاصد مشووم خود سازم ... با این ادله وجدانم محكوم است در راه سعادت كشورم سعى كنم گو آنكه كروره نفوس و نوامیس و مال ضایع شود، در مقابل جوابى را كه موسى به فرعون و محمد به ابوجهل و سایر مقننین و قائدین آزادى و روحانى در محكم عدل الهى مى دهند، من هم مى دهم. بنده و همراهانم، شما و پیروانت در این دو خط مخالف مى رویم. باید دید عقلاى عالم به جسد كشته ما مى خندند و یا به فاتحیت شما تحسین مى كنند؟! فرضاً به تمام مراتب فوق احتمال كذب رود، یعنى بنده حقیقه یك فرد جاه طلب نفسانى تصور شده، به مواعید جناب عالى متمایل گردم؛ آن وقت عرض مى كنم كسانى كه تسلیم گردیده و ورقه ممهور دولت را در دست داشته، همه را به دار آویخته، حبس كرده و یا تبعید نمودید. بنده را با چه رو بعد از این عملیات باز تكلیف به تسلیم شدن مى نمایید؟ در خاتمه كه در خواس ملاقات كرده بودید عرض مى كنم اشخاصى كه داراى شرافت قولى نیستند ملاقات كردن با ایشان از قاعده عقل بدر و بیرون است فقط بین ما و شما را باید خداوند حكم فرماید. 

 

كوچك جنگلى. (22)

بامداد روز سه شنبه 28/2/1299 ش. / 29 شعبان 1338 ق. ناوهاى روسى سواحل بندر انزلى را به توپ مى بندند. نیروهاى نظامى انگلیس كه براى رفتن به روسیه و سركوبى انقلاب كمونیستى روسیه، انزلى را اشغال كرده بودند، به سرعت عقب نشینى كرده، روسها انزلى را به تصرف در مى آورند. عقب نشینى مشكوك انگلیسیها خبر از نقشه از پیش طرح شده روسها و انگلیسیها را مى داد. احتمال مى رود كه انگلیس و شوروى در پى یك توافق پنهانى در صدد اجراى قرار داد 1919 م. بودند.

روسها به نهضت جنگل امید بسته بودند. آنها مى خواستند از این آب گل آلود ماهى بگیرند. كمونیستهاى روسى به میرزا كوچك پیغام مى دهند كه حاضرند با آنها همكارى نمایند. پیشنهاد همكارى روسها در هیأت اتحاد اسلام، در کنگره مطرح و توافق مى شود كه میرزا كوچك از سوى این هیأت براى مذاكره با روسها به انزلى برود . میرزا در انزلى با استقبال چشمگیر مردم انزلى رو به رو مى شود و سپس به مذاكره با روسها مى پردازد. میرزا كوچك با روسها در موارد زیر به توافق مى رسد :

1. تأسیس حكومت جمهورى انقلابى در گیلان

2. عدم مداخله شوروى در ایران

3. عدم اجراى اصول كمونیسم و ممنوع بودن تبلیغات كمونیستى در گیلان

 

بامداد روز جمعه، شانزدهم رمضان 1338 ق. جنگلیها وارد رشت -كه انگلیسیها از آنجا عقب نشینى كرده بودند- مى شوند و حكومت جمهورى را در گیلان اعلام مى نمایند. (23)

تأسیس حكومت جمهورى انقلابى در گیلان ثمره پربار مبارزات نهضت جنگل است. بر اساس توافق میرزا كوچك و روسها، كمیته اى مركب از جنگلیها و روسها اعضاى كمیته انقلاب را تشكیل مى دادند. میرزا كوچك سر كمیسر و كمیسر جنگ این كمیته انتخاب شد. با كنار رفتن هیأت اتحاد اسلام از صحنه رهبرى نهضت جنگل، كمونیستها اندك اندك پستهاى كلیدى را در دست مى گیرند. احسان الله خان دوستدار و خالو قربان كه رهبرى نظامى كردهاى نهضت جنگل را بر عهده داشتند، داراى افكار كمونیستى بودند. روسها به توافق خود با میرزا كوچك پاى بند نبوده، در رشت به تبلیغات كمونیستى مى پرداختند. مردم متدین گیلان كه تا پیش از تأسیس جمهورى انقلابى در گیلان با بذل جان، مال و فرزند از هیچ كوششى در كمك به نهضت جنگل دریغ نداشتند، با دیدن تبلیغات كمونیستى از حمایت از نهضت جنگل دلسرد شدند.

مجتهدان گیلانى كه بنیانگذار هیأت اتحاد اسلام و رهبران نهضت جنگل و از ابتداى نهضت همراه نهضت بودند، به كنج مسجد و حوزه هاى علمیه پناه آورده، خود را كنار كشیدند. صدها نفر از كمونیستهاى روسى به گیلان آمده، به تبلیغات كمونیستى پرداختند. به دنبال اوج گیرى تبلیغات كمونیستى در گیلان و اقدامات خود سرانه روسها و كمونیستهاى ایرانى در گیلان و طرح نقشه ترور میرزا و دستگیرى همفكرانش، میرزا كوچك در روز جمعه 22 شوال 1338 ق. - 18/4/1299 ش. به نشان اعتراض به فومن رفت و اعلام كرد تا زمانى كه جلوی اقدامات كمونیستها گرفته نشود، به رشت بر نخواهد گشت.

كودتاى سرخ در رشت از سوى روسها شكل گرفت. بسیارى از یاران میرزا كوچك دستگیر شدند. هیأت دولت انقلابى جدید در رشت تشكیل شد و احسان الله خان به سمت سر كمیسر و خالو قربان به عنوان كمیسر جنگ پیشه ورى به عنوان كمیسر كشور انتخاب شد. كمونیستهاى ایرانى در صدد اجراى كمونیسم در ایران و تأسیس جمهورى سوسیالیست در گیلان بودند. كودتاچیان كمونیست در پى دستگیرى و كشتن همه همفكران میرزا كوچك بر مى آیند و كودتاگران در جنگلهاى گیلان به جنگ با یاران میرزا كوچك مى پردازند. میرزا كوچك در نامه هایى به رهبران كمونیستها در شوروى، جنایتهاى كمونیستهاى ایرانى در گیلان و شرح كودتاى آنها را بازگو مى نماید. در یكى از این نامه ها كه در تاریخ 15 ذیقعده 1338 ق. نوشته شده، آمده است:

"مع الاسف تصوراتمان به عكس نتیجه داد. هنوز اطراف گیلان را قشون شاه پرست و عناصر مستبد احاطه دارند و هنوز قشون انگلیس از حدود گیلان خارج نشده و مسائل حیاتى بین ما و شما حل نگردیده است و با این احوال شما در رشت و انزلى به اختلاف، حتى به منازعه شروع نموده اید ... اگر این اقدامات شما دوام پیدا كند ناچاریم به هر وسیله باشد به تمام احرار و سوسیالیستهاى دنیا حالى كنیم كه وعده هاى شما همه اش پوچ و عارى از صحت و صداقت اند. به نام سوسیالیزم اعمالى را مرتكب شده اید كه لایق قشون مستبد نیكلا و قشون سرمایه دارى انگلیس است ... " (24)

كودتاگران در رشت، انزلى و دیگر شهرها و روستاهاى گیلان به یاران میرزا كوچك یورش مى برند و بسیارى از آنها را شهید، زخمى و اسیر مى كنند. در شهرها و روستاهاى گیلان به غارت اموال مردم مى پردازند و تمامى ادارات رشت و انزلى را تصرف مى كنند. دولت مركزى از اختلاف در نهضت جنگل استفاده مى برد و با تمام قوا به سوى رشت به پیش مى تازد و موفق مى شود در 30/4/1299 ش. (دو هفته پس از كودتاى سرخ) رشت را از تصرف كودتاچیان آزاد سازد. كودتاگران با پشتیبانى روسها موفق به تصرف دوباره رشت مى شوند. چهار ماه، میرزا در جنگل به سر مى برد. در طول این مدت وى با نامه هاى فراوان به رهبران كمونیستها در شوروى، فرستاده آنها را از اعمال روسها در گیلان با اطلاع مى سازد. كودتاگران در آبان 1299 ش. پیام آشتى براى میرزا كوچك مى فرستند. میرزا در پاسخ نامه آنها چنین مى نویسد: " ... بدون اطلاع كمیته و شوراى انقلاب، قشون از روسیه وارد شد. تبلیغات كمونیستى آغاز و متعاقبش دخالتها و اذیتها و پس از كودتاى شب چهارم ذیقعهد 39 (13) و گرفتن زمام امور در دست و تصرف اموال مردم و تعرض به ... مرا خائن، بد عهد، بى وفا و دزد خواندید و راضى نشدید در بیغوله ها و زوایاى جنگل آسوده و بى طرف بمانم، به تعقیبمان آمدید. دو ماه زمام انقلاب را در معیت یكدیگر در دست داشتیم. منجیل تا لوشان فتح شدند. از طرف دیلمان، قزوین در تهدید بود. گیلانیان با میل و رغبت كمك فكرى و مالى مى كردند. از تمام نقاط مملكت نداى مساعدت بلند بود. قرارداد معروف موقوف الاجرا و شاه ایران در مقام تغییر پایتخت از طهران به اصفهان بر آمد. انگلیسیها از قزوین شروع به عقب نشینى كردند. به همان حال اگر باقى مانده بودیم، فتح مركز تهران) امكان پذیر مى گشت. اكنون سه ماه و نیم است كه زمام انقلاب در دست شماهاست. گیلان وسیع و پر نعمت به صورتى در آمده كه از تهیه معاشش عاجز است و شما نیز از یك شهر گدا، مخارج بلدیه را به زحمت تهیه مى كنید. اگر نظر دقتى به خارج از محوطه رشت بیفكنید، مى بینید كه هزاران نفر از ترس غارت و كشته شدن و ننگ ناموس در جاده هاى قزوین و جنگلهاى گیلان آواره اند و چقدرشان نفله شده و مرده اند در نتیجه این اوضاع، انگلیسیها كه از قزوین در حال عقب نشینى بودند، تا رستم آباد جلو آمدند. شاه ایران به عوض تغییر پایتخت به تجهیز قوا پرداخت و تعرض را شروع نمود. پس از دوبار عقب نشینى تا انزلى، مجدداً رشت را تصرف کرده، اما هنوز نتوانسته اید تا رستم آباد پیشروى نمایید. شعله آزادى تبریز در نتیجه این مخالفتها خاموش شد ...

نام سوسیالیست و بلشویك به حدى منفور شده كه كسى حتى در خواب میل ندارد آن را بشنود ... حاجى شیخ محمد حسن و میرزا عبدالحسین خان را در انزلى دستگیر گردید ... . شیخ عبدالله خان در رشت شهید شد .... من اگر چه در گوشه جنگل منزوى ام، لیكن از اوضاع جهان بى اطلاع نیستم و یك نمونه اش را كه در كشور ما روى داده است، براى استحضارتان مى نویسم: انگلیسیها پیشنهاداتى به دولت ایران داده و جنگ با بلشویكها را به عهده گرفته اند. پیشنهادات مزبور از این قرارند:

1. امضا و اجراى قرارداد معروف (قرارداد 1919 م.)

2. تشكیل پارلمانى از وكلایى كه در دوره زمامدارى وثوق الدوله انتخاب شده بودند.

3. تسلیم قزاقخانه به انگلیسیها و اخراج صاحب منصبان روس.

 

كابینه مشیر الدوله این پیشنهادات را نپذیرفت و استعفا داد. شاه قبول نموده، سپهدار رشتى را مأمور تشكیل كابینه و اجراى پیشنهادات مزبور نمود." (25)

در سوم اسفند 1299 ش . قزاقان ایرانى، به فرماندهى رضاخان از قزوین به تهران حمله برده، پایتخت را تصرف مى كنند. كودتاى سوم اسفند را انگلیسیها طرح و رهبرى كرده بودند. سید ضیاء كه تمایلات شدید انگلیسى داشت، به نخست وزیرى و رضاخان به عنوان سردار سپه انتخاب مى شود. احسان الله خان و خالو قربان به فومن مى آیند و با میرزا كوچك آشتى مى كنند. كمیته جدید انقلاب به ریاست میرزا كوچك در مرداد 1300 ش. تشكیل مى شود. در این كمیته روسها هیچ پستى ندارند. قرار مى شود كمیته جدید انقلاب، هفته اى یك بار در روستاى "ملا سرا" برگزار گردد. میرزا كوچك در فومن به سر مى برد و شمارى اندك از جنگلیها باقى مى مانند. گروهى از آنها شهید، زخمى یا دستگیر شده و بسیارى هم رفاه را برگزیده، دست از جنگ مى كشند. خالو قربان و حیدرخان عمو اوغلى در پى توطئه اى دیگر براى كشتن میرزا كوچك و به دست گرفتن قدرت بر مى آیند. اما این بار میرزا پیشدستى كرده، توطئه را در نطفه خفه مى كند. بدین سان میرزا كوچك با تعدادى انگشت شمار از یارانش به جنگلهاى انبوه گیلان پناه مى برد.

رضاخان با تمام قوا در پى سركوبى نهضت جنگل مى آید و رشت را از تصرف كردها بیرون مى آورد. خالو قربان خود را به رضاخان تسلیم مى كند و به درجه سرهنگى مفتخر مى شود. سید جلال چمنى و سید محمد تولمى نیز تسلیم مى شوند. اینك رضاخان با همراهى نیروهایى كه تار و پود جنگل را مى شناسند و سالیانى در كنار میرزا كوچك اند، به دنبال دستگیرى میرزا كوچك بر مى آید.

پاییز 1300 ش. بسیار زرد و فصل برگ ریزان بود. یاران همه رفته بودند و میرزا تنها مانده بود. تنها تنى چند از یاران وفادارش با او بودند. میرزا در یكى از آخرین نامه هایش به یكى از دوستان مى نویسد: "اتكاى من و همراهانم به خداوند دادگرى است كه در بسیارى از این ممالك حفظم نموده است ... افسوس مى خورم كه مردم ایران مرده پرستند و هنوز قدر این جمعین را نشناخته اند . ."

تنهاترین سردار نخستین سال قرن چهاردهم هجرى شمسى در سوگ یاران شهیدش چون ابر مى گریست. او به یاد آخرین سردار شهیدش شیخ محمد خیابانى اشك مى ریخت. میرزا در آذر 1300 ش. به سوى كوههاى خلخال به راه افتاد تا بتواند در آنجا دوستان قدیمش را گرد آورد و دوباره قیام را آغاز نماید. اما برف بى امان مى بارید. شلاق بادهاى سرد كوههاى بلند گیلان بر صورت رنج كشیده اش فرود مى آمد. سرانجام سدار جنگل در یازدهم آذر 1300 ش . در كوههاى گیلوا، جان به جان آفرین تسلیم كرد. پیكرش در زیر برف و بوران یخ زده بود. ساعتى بعد به دستور خان طالش سرش را از تن جدا كرده، به رشت آوردند. خالو قربان، یار دیروز میرزا سرش را به تهران آورد و به رضاخان تسلیم نمود. سر میرزا را در گورستان حسن آباد تهران دفن كردند. پس از آن، یكى از یاران میرزا، مخفیانه سرش را به رشت آورد، در كنار پیكرش در "سلیمان داراب" رشت به خاك سپرد. (26) (متوفاى 1300 ش.) 

 

منابع:

1- سردار جنگل، ابراهیم فخرایى، سازمان انتشارات جاویدان، چاپ یازدهم، 1366، ص 35.

2- همان مدرك - قیام جنگل (یادداشتهاى میرزا اسماعیل جنگلى، خواهر زاده میرزا كوچك خان) ، به كوشش اسماعیل رائین، ص 54.

3- از آستارا تا استارباد، منوچهر ستوده، انجمن آثار ملى، ج 1، بخش 1، ص 259.

4- قیام جنگل، ص 54.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محمدرضا

آخرین پست ها

جستجو

چت 288

نظرسنجی

  • به نظر شما این وبلاگ تا چند درصد توانسته رضایت شما را جلب کنه(حتماً پاسخ دهید)؟






نظرسنجی 288

نویسندگان

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic